بوی بهار داره میاد . - تاریخ: 1395/12/30 ساعت: 15:23
بالاخره تونستم بیام بنویسم . دلم پر میکشید برای نوشتن. این تاخیر خیلی زیاد بخاطر این بود که چندیییین روز اینترنت قطع بود و هیچ کاری نمیشد کرد. یه روزایی و یه لحظه هایی بود که باید ثبت میشد اما نشد متاسفانه . امروز دیگه هول هولکی اومدم که فقط بنویسم . چند روز اخر سال اصلا حس و حال خوبی نداش
فاجعه پلاسکو - تاریخ: 1395/12/18 ساعت: 10:52
آه خدای من حادثه نبود ، فاجعه بود . ساختمان پلاسکو آتش گرفت ریخت و ... خدایا چه شد؟ چه به روزشون اومد؟ عزیزانی از بین رفتن که انسان واقعی بودند . خدایا دلمون خون شد احساسمون داغون شد . افکارمون ، روزامون پرپر شد . خدایا بارالها یهو چی شد؟ عزیزانشون خانوادهاشون چشم های انتظارشون . خدایا اون همه عشق ا...
یلدا شروع قصه خوب زمستونه - تاریخ: 1395/11/6 ساعت: 10:35
نمیدونم چرا یه حس دلتنگی عجیبی برای آذر ماه دارم . وقتی یادم اومد که یلدا یعنی آذر تموم شد نمیدونم چرا یهو دلم گرفت . با اینکه ماه خاصی برام نیست اتفاق خاصی برام نیفتاده اما دلم براش تنگ شد . ولی برای امروزم برای دی ماه برای زمستون سفید خوشحالم . البته که دیگه سفید نیست چون برفی نیست . دلم یه برف زی...
پشت این پنجره ها داره بارون میباره - تاریخ: 1395/11/6 ساعت: 10:35
داره بارون میباره . هوا عالی تر از اونی هست که دلم میخواست . خونه گرمه . دلم شدیداً چای با کیک خونه گی میخواد . کیک که ندارم فر هم که ندارم . پس دلم به همین چای خوشه . امروز خیلی خدارو شکر کردم که سرکاری که دوست ندارم نمیرم . تو موقعیتی که دوسش ندارم نیستم . خونه ام راحتم . با شور و اشتیاق به هدف ها...
این خود اتفاق است , آن لحظه سر زدن از خویش - تاریخ: 1395/11/6 ساعت: 10:35
همیشه تصمیم هایی رو که یهو شروع میکنی. یعنی براش زمان تعیین نمیکنی خیلی خوب پیش میره . ما تو زندگیمون از این تصمیم ها زیاد داشتیم . یهو یه کاری رو تصمیم میگیریم انجام بدیم .میریم و انجام میدیم خیلی هم خوب پیش میره . الان دوباره از اون تصمیم ها اومده سراغم . تو جام دراز کشیده بودم . یهو گفتم تا کی صب...
کجای این جنگل شب ، پنهون میشی خورشیدکم - تاریخ: 1395/11/6 ساعت: 10:35
کجای این جنگل شب ، پنهون میشی خورشیدکم پشت کدوم سد سکوت پر میکشی چکاوکم چرا به من شک میکنی من که منم برای تو لبریزم از عشق تو سرشارم از هوای تو دست کدوم غزل بدم نبض دل عاشقمو پشت کدوم بهانه باز پنهون کنم هق هقمو گریه نمیکنم نرو آه نمیکشم بشین حرف نمیزنم بمون بغض نمیکنم ببین نوازشم کن و ببین عشق میری...
حال دلم - تاریخ: 1395/11/6 ساعت: 10:35
فکر میکنم تاریخ یه جایی اشتباه کرده . این ماه باید ماه رمضان میبود . نمیدونم چرا انقدر دلم ماه رمضان میخواد . تا میخوام یه چیزی بخورم میگم روزه نیستم ؟ دلم لحظه های نزدیک اذان و میخواد دلم ربنای شجریان و اذان موذن زاده رو میخواد . دقیقا همونی که چاوشی هم میخونه . دلم اون حال و هوا رو میخواد . کم هم ...
ترس از شکست مانع رسیدن به هدف میشود . - تاریخ: 1395/9/26 ساعت: 17:16
یه کمی از کتاب خوندن دور شدنم . الان چند روزه که نخوندم . خوندن کتابهای خوب انقدر بهم انگیزه و انرژی میده که هر روز میتونم خونه تکونی و دل تکونی کنم . وقتی کتاب میخونم لحظه ها روزها  یه جور دیگه میگزره . اهنگها رو یه جور دیگه گوش میکنم . حالم بهتره . با انگیزه ترم . کارام خیلی بهتر پیش میره . امروز ...
این روزهای سحر قصه ام - تاریخ: 1395/9/26 ساعت: 17:16
امروز دلم برای قبلاً هایم تنگ شد . خوبه که خودمو داشتم . راضی ام از خودم. امروز خیلی اتفاقی یکی از عکسای قدیمی مو دیدم (برای دو سال پیش) دیدم چقدر جوون بودم . چقدر ناز و دوستداشتنی و ظریف بودم .  چقدر خودمو دوست دارم . شدید و عجیب دلم برای خودم تنگ شد  . شاید باز دوسال دیگه همین حسو داشته باشم . این...
چشامو میبندم . میخوام هرچی غصه است بمیره - تاریخ: 1395/9/26 ساعت: 17:16
امروز 2 اذر. یه برف کوچولو رو زمین نشسته و برف ریز ریز داره میباره . هوا حسابی سررررررددددددده. منم با اولین باد سرد, یه سرمای حسابی نوش جان کردم و الان صدام که در نمیاد بینی ام که اویزونه و ... . خودمو بستم به چای زنجبیل و به دونه . از اینا که بگذریم . عصبی ام خیلی زیاد عصبی شدم . هی میگم دلیلش چی ...
باز دلم باز دلم باز دلم - تاریخ: 1395/9/26 ساعت: 17:16
امروز از صبح خیلی پر انرژی بودم . البته حال خونه موندن رو نداشتم . چون چند روزه که همش خونه ام امروز صبح رفتم بانک بعد رفتم خرید و اینور اونور بعد رفتم خونه مامان اینا و یه کمی از بدهی هامو بهش دادم . خیلی خوب بود . اومدم خونه اما دلم یه جوریه . منتظر یه حرفم تا اشکام بریزه همینطوری پیش خودم داشتم ف...
تا میتونی ، تحمل کن. که خورشید اتفاقی نیست ... - تاریخ: 1395/9/26 ساعت: 17:15
میدونم که هیچ اتفاقی ، اتفاقی نیست . تاریخ ها نظم خاصی داره . هر آنچه که در زندگی ام برام پررنگ بوده تاریخش خیلی خاص بوده انگار از قبل تنظیم شده بود . انگار که نه . دقیقاً همین بوده . میدونم تاریخ اومدنش ساعت اومدنش حتما خاصه . همه ی هستی نظم داره . همه ی هستی رو مدار خاصی در حرکته . هر انچه که هست ...
(بدون عنوان) - تاریخ: 1395/9/26 ساعت: 17:15
امیدم همسرم .عشقم ببخش که بهت اخم کردم . طاقت نداشتم ببینم . شاید تقصیر تو نباشه  من به خاطر عشقی که بهت دارم بی طاقتم . امیدم میدونی طاقت ندارم کسی تو رو ناراحت کنه . به کسی اجازه نمیدم امید من و ناراحت کنه . اما دیروز به خاطر کاری که کردی (اتفاقی که پیش اومد) از دستت عصبانی شدم و بهت اخم کردم . نم...
تمام لحظه ها با تو بودن . تداعی ه یه احساس عجیبه - تاریخ: 1395/9/26 ساعت: 17:15
این چند شب همش داره مهمونی رفتن و مهمون داشتن میگذره وقتی چند شت پشت هم میشه دیگه ادم خسته میشه . خونمون خیلی سرده . من مدام لباس گرم و جوراب میپوشم اما همچنان خونه سرده . سرم هم به شدت درد میکنه .میدونم با این سردردهام چیکار کنم.  صورتم هم کلی جوش زده  . دیگه میخوام شیرینی خوردن رو به حداقل برسونم ...
ناز انگشتای بارون تو باغ ام میکنه , میون جنگلها تاق ام میکنه - تاریخ: 1395/9/26 ساعت: 17:15
دلم روشنه . خیلی زیاد . نمیدونم چرا اما حسم میگه این ماه خیلی ماه خاصیه . انگار این ماه همون ماهیه که خیلی منتظرش هستم . ماهی که گذشت مطمئن بودم خبری نیست . از کجا؟ نمیدونم ولی این دفعه (ماهی که از امروز شروع میشه) خیلی امیدوارم. تو دلم جشنی برپاست . لبخند میبینم . حس و حالم یه جوریه . انگار دلم دار...
دارم میشناسمت ... - تاریخ: 1395/9/26 ساعت: 17:15
چند شب پیش رفتیم فروشگاه هاکوپیان تا هدیه تولد همسری رو خرید کنیم . برای خودم اتفاق جالبی افتاد . اول اینکه چندتا پیرهن قدیمی رو اوردن که من گفتم نه تماس گرفتم گفتن جنس جدید اوردین  اونها رو میخوایم ببینم . رفت حدودا 10 تا پیرهن به رنگهای مختلف از یه جا دیگه اورد . جنس های جدیدشون بود. من رنگهایی که...

برچسب‌های مرتبط

ترس از شکست | ترس از شکست یا انتقاد | ترس از شکست چیست | این روزهای سحر دولتشاهی | این روزهای سحرقریشی | حال این روزهای سحر دولتشاهی | چشامو میبندم میخوام هرچی غصه است بمیره | دانلود آهنگ چشامو میبندم میخوام هرچی غصه است بمیره | باز دلم باز دلم دل بشود | باز دلم باز دلم