یه کمی از کتاب خوندن دور شدنم . الان چند روزه که نخوندم . خوندن کتابهای خوب انقدر بهم انگیزه و انرژی میده که هر روز میتونم خونه تکونی و دل تکونی
کنم .
وقتی کتاب میخونم لحظه ها روزها یه جور دیگه میگزره . اهنگها رو یه جور دیگه گوش میکنم . حالم بهتره . با انگیزه ترم . کارام خیلی بهتر پیش میره .
امروز زنگ زدم به ساینا و داشتیم در مورد حس های مشترکمون حرف میزدیم .
اینکه هر دو احساس میکنیم که مفید نیستیم و وقتی جدی تر نگاه میکنیم میبینیم .در واقعیت اینطوری نیست و این فقط زاییده فکر ماست. بخاطر این اینطوری فکر میکنیم که هنوز به هدفامون نرسیدیم.
خلاصه یه کم از کار و درس و اینا حرف زدیم و مسائل روواسه خودمون یه کم باز کردیم.
من بهش گفتم اهداف ادم باید پیوسته و انعطاف پذیر باشه . من دنبال اینم .
بعد از کاری که دوست دارم انجام بدم باهاش صحبت کردم گفت چرا نمیری دنبالش
منم گفتم : ترس از شکست
اما میدونم شکست تو راه هدف شکست معنا نمیشه . تجربه است . درس . و بخاطر همین واقعا تصمیم گرفتم که برم .
باید از یه جایی شروع کرد .
بعضی وقتها چشمامو میبندم و به رویایی که دارم فکر میکنم . یعنی واقعا میشه که من یه روزی به رویایم برسم . میخوام یه جا بنویسمش با جزییاتش . حتما اینکارو میکنم و براش تلاش میکنم . به خودم قول میدم.
چقدر امروز پر از نوشتنم
امروز حرفام تمومی نداره .
از رویایم , نه, از رویاهایم مینویسم . و یه جا نگهش میدارم یه جا تو صندوق خونه ی قلبم یه جا توی ذهنم یه جا تو خونه ی قشنگم .
میرم به سمت رسیدن بهش .
کوله بارمو جم میکنم برای فردایم . فردایی که به خدایم پاسخ گو خواهم بود .
امیدوارم راضی باشه و برایم بخنده .
با هدف با انگیزه با امید با توکل قدم هامو بر میدارم . چشم به رحمت خالقم دوخته ام .
نگاه میکنم به تو خالقم و میبینم قسمت کوچکی از چیزی رو که باید ببینم .
الاهی, چشمانم را باز تر, گوش هایم را شنواتر , سخنم را دلنشین تر, ذهنم را زیباتر , قدم هایم را استوارتر ,دستهایم را با محبت تر و ایمان و توکلم را محکمتر و بیشتر کن .
برچسب: ترس از شکست,ترس از شکست یا انتقاد,ترس از شکست چیست,
نویسنده: یاسین کمالی