همیشه تصمیم هایی رو که یهو شروع میکنی. یعنی براش زمان تعیین نمیکنی خیلی خوب پیش میره . ما تو زندگیمون از این تصمیم ها زیاد داشتیم . یهو یه کاری رو تصمیم میگیریم انجام بدیم .میریم و انجام میدیم خیلی هم خوب پیش میره .
الان دوباره از اون تصمیم ها اومده سراغم . تو جام دراز کشیده بودم . یهو گفتم تا کی صبر کنم که موقعیت اوکی بشه تا برم کلاس زبان ؟ پاشدم زنگ زدم کلاس و اوکی کردم . و تو بهترین موقعیت زنگ زدم چون نیازی نیست که زیاد انتظار بکشم . از همین چهارشنبه کلاسم شروع میشه .
مثلا یهو پاشدم گفتم میرم که گواهی نامم رو تمدید کنم . رفتم بعد از سه سال و نیم تمدید کردم بعد یه ماشین جور شد نشستم پشتش و الان خیلی راضی ام . من با اون همه ترس و اون همه نه . یهو این کار و کردم . و الان هم اون ماشی ن مال خودم شد. مدلش بالا نیست اما همین که مال من و من دارم حسابی باهاش راه می افتم عالیه .
مثل خونه تکونی . مثل غذای خاص درست کردن . مثل خونه خریدن . گوشی خریدن . که از تصمیم تا خرید حدود یک ماه طول میکشه. چون هیچ پس اندازی براش نداشتیم و خیلی از تصمیمات یهویی دیگه .
قبل ازدواجم خیلی از این تصمیم ها نداشتم چون شدیداً تصمیم هام به نظر خانواده ام و موقعیت اونا وابسته بود. جز تصمیم بزرگ ازدواج که به خودم گفتم اینه . همسر من اینه و تمام . یه روز سوده بهم گفت اگه مامانت راضی نشه چی؟ گفتم دلیل منطقی نداره بالاخره میفهمه که باید راضی بشه و میشه .
خودم اون روز از قاطع بودنم شوکه شدم . اولین بار بود که انقدر قاطع بودم. تصمیم یهویی و بزرگ دیگه ام (که خودم تنهایی تصمیم گرفتم و خودم تمام مسئولیتش رو قبول کردم) در مورد دانشگاهم بود ... الان راضی ام .
برای تصمیمات خیلی مهم برای یه پیشرفت های اساسی که مسیر زندگیتو کلاً عوض میکنه باید یه چیزایی رو بدی. یه تغییراتی یه سختی هایی رو باید با جون و دل پذیرفت . این که چقدر اون پیشرفت برات مهمه و قدرت چرایی چقدره ؟و انگیزا ات چیه؟ خیلی مهمه.
یهو تصمیم بگیر و عملیش کن . صبر نکن تا موقعیت مناسب بشه . شاید موقعیت وابسته به تصمیم تو . خیلی این اتفاق برام افتاده .
اینایی که یهو عزمشونو جزم کردن و رفتن دنبال علاقه یا هدفشون . اینا که از همه کندن و برای پیشرفت رفتن خارج از کشور، دور از خانواده .
الان واقعا خوشحال نیستن ؟ چرا هستن . بخاطر پیشرفتشون خوشحالن . شاید به خاطر موقعیت خیلی چیزای دیگه نه . اما پیشرفتشونو به موقعیتشون ترجیح دادن .
درسته . من میخوام همه ی اینارو با هم داشتم باشم
. میدونم میتونم.
تو این چند وقت همش منتظر بچه دار شدن بودم و میخواستم اون بیاد تا برنامه ی طولانی مدتم رو بچینم . مثل درس مثل کار. مثل کلاس هایی که دوست دارم برم. اما دیدم نه این اشتباهه . نباید زمان تعیین کنم و صبرکنم تا همه چی اون طوری بشه که من میخوام .این یه جور سهل انگاریه . نه . این راهش نیست . راهش اینه که بری جلو . همه چی خودش اونطوری که باید پیش بره میره . از تو حرکت از خدا برکت. پس منتظر موقعیت نمون .باید پاشم باید حرکت کنم . قدم هایی استوار تر بردارم.
مثل ستاره در سایه سار صبح
مثل ابر که میل به بارش دار
مثل گل که تشنه ی عطر افشانی ست
ما هم رها شده ایم که این خود اتفاق است
آن لحظه سر زدن از خویش
از شب یک ساعت وقت میگیرم
که فرداش خیالم راحت باشه . وقت خریدم.
اگه همه ی کارامو انجام داده بودم که هیچی , کتاب میخونم .
اگر نه به کارایی که وقت نکردم انجام بدم میرسم .
برچسب:
نویسنده: یاسین کمالی