میدونم که هیچ اتفاقی ، اتفاقی نیست .
تاریخ ها نظم خاصی داره . هر آنچه که در زندگی ام برام پررنگ بوده تاریخش خیلی خاص بوده انگار از قبل تنظیم شده بود . انگار که نه . دقیقاً همین بوده .
میدونم تاریخ اومدنش ساعت اومدنش حتما خاصه .
همه ی هستی نظم داره . همه ی هستی رو مدار خاصی در حرکته . هر انچه که هست و نیست دقیق و برنامه ریزی شده است . چطور ناراحت میشم .؟ چطور دلگرم نباشم؟ من احترام میزارم به خواست خالقم . که دانای نهان و آشکاره
باید ایمان داشته باشم که دارم باید صبر کنم که میکنم باید امید داشته باشم که خیلی دارم .
اره حالم بد میشه گریه میکنم خیلی بهونه گیری میکنم . اما ایمانم سرجاشه .
خدای من خدای موسی است خدای عیسی و خدای مریم و خدای زکریاست .
خدایم همان خداییست که معجزه هاشو همچون نقل عروسی رو سرم میریزه .
همون خدایی که مهربانیش بی اندازه است . خدایم خدای یگانه ای ست که هستی در اختیار اوست .
خدایم خدای محمد است با کتابی که از نوره با کتابی که نوشته هاش سوی چشمم رو زیاد میکنه . جریان خونم و متعادل میکنه .
خدایم خدای احد و واحدم خدای یکتا و پاکم .
تمام بند بند وجودم روز و شب سجده کنان به درگاهت شکر میکنن.
خدایم خدای قلب عاشقم . تنها و تنها تو را میپرستم و تنها و تنها از تو کمک کیخواهم و تنها و تنها به تو امید دارم .
.
.
.
من دختر بهارم .
در فصلی زاده شدم که همه چی تر و تازه و نو. پر از بارانه ،باران تند و زیبای بهاری .درختا بار شدن .پر از شکوفه ان. شهر بوی عطر میده . عطر تمیزی .پاکی .اینه فصل من .
تو عید به دنیا اومدم . روزایی که همه خوشحال از لباس نو و عیدی هستن . خونه ها همه تمیز و مرتب. همه به فکر مسافرت و خوش گذرونی
من مال این فصلم . مال اون موقع از سال.
به تاریخ ها احترام میزارم . تاریخ ها هزاران راز نهفته دارن. ده روز بعد از نو شدن سال . تعبیر خیلی خوبی داره .
منم روزی بار شکوفه خواهم داشت . . .
برچسب: تا میتونی بخند,تا میتونی خوب باش,تا میتونی به زنت دروغ بگو,
نویسنده: یاسین کمالی